sadly, somberly
sadly
somberly
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او با غم از مراسم خاکسپاری دور شد.
She somberly walked away from the funeral.
با غم کتاب را بست؛ چون داستان به پایان رسیده بود.
She sadly closed the book, knowing the story had ended.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «با غم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/با غم